أبو الحسن الشعراني
116
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ . « 1 » مؤلف : و خطاب با اين آيه با جمله مكلّفان است ، حقّ تعالى گفت : معبود شما و خداى شما كه استحقاق عبادت دارد به خلق اصول نعم از حيات و قدرت و شهوت و نفرت و كمال عقل ، يك خداست كه هيچ ذات با او مشاركت ندارد در قدرت بر اين ، پس در اين منفرد است و انباز ندارد . علّامه شعرانى : متكلّمان قديم گويند : خداوند خالق اصول نعم است و به مذهب حكما و متكلّمان اخير ، او خالق همه چيز است از اصول و فروع ، مؤثّرى غير او نيست و هرچه جز او بينى ، معدّند به مشيّت و تأثير او و همچنانكه حقّ تعالى مؤثّر در حدوث است ، مؤثّر در بقاست . و معدّ را تمثيل كنند با آنكه مردى چيزى را روى آتش بگرداند و آتش آن را گرم كند ؛ گرمكننده آتش است و آن مرد معدّ . به اصطلاح متكلّمان ، هرچيزى غير از صفات عارضه صفتى دارد كه ذات اوست و در اصطلاح حكما ماهيّت گويند به معنى اعّم ؛ اگر دو چيز مثل هم باشند ، در صفت ذات مشتركند و اگر ضدّ هم باشند ، در صفت ذات مباينند . « 2 » مؤلف : خداى تعالى - جلّ جلاله - در اين آيه هفت دليل ذكر كرد بر وحدانيّت خود : اوّل خلق آسمان و زمين ؛ دوم اختلاف شب و روز ؛ سيم كشتى دريا ؛ چهارم باران زمين زندهكننده ؛ پنجم انواع جانوران زمين ؛ ششم گردانيدن بادها ؛ هفتم ابر مسخّر از ميان آسمان و زمين . و هر يكى دليلى بلكه دليلها است بر وجود و وحدانيّت قديم - جلّ جلاله - . وجه دلالت از او آنكه چون ما نظر كنيم در اختلاف احوال او ، ما را دليل باشد بر حدوث و حدوث او ما را دلالت باشد بر احتياج او به محدثى قادر .
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 160 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 399 .